حسن مرسلوند
415
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
است آنها را هدف گلوله نمايند ؟ در صورتى كه با قرآن و نهايت تضرع همراه علما رو به ارك مىخواستند بروند . خلاصه پدر و مادر و برادر و خواهر و كسان مقتولين در اين شهر قيامتى بر پا كردند و اجساد كشتگان خود را بعد از عكس انداختن در تلگرافخانه ، در عمارى گذاشته با دستجات سينه زن به قبرستان برده دفن كردند ! بديهى است با اين حال ديگر چنين حاكمى كه در عوض دادرسى متظلمين به توسط عدل السلطنه بىرحم حكم به شليك بدهد به كار اهالى كرمان نخواهد خورد ، وانگهى تأمين مالى و جانى از تمام اهالى سلب شده ، در نهايت هراس و وحشت بودند و جرأت باز كردن بازار و دكاكين خود را نداشتند و در تلگرافخانه و قونسولخانه متحصّن شدند و شرح بيچارگى خود را به عرض اولياى دولت و امناى ملت نموده ، استدعاى انفصال حكومت را كردند . سه روز قبل اخبار عزل نصرت الدوله تلگرافا رسيد ، قدرى هيجان مردم فرونشست و اندكى راحت شدند ، و روز پيش بازارها به باز شدن آغاز نمود كه در اين بين تلگرام حكومت سردار معتضد رسيد و از اين خبر وحشت اثر ، اضطرابى در عموم مردم پديد آمد . همه يكزبان و همآواز مىگويند الحق مجلس خوب به عرايض و تظلمات ما رسيدگى و احقاق حق فرمود ! و دفع فاسد به افسد كرد ! غرض سردار معتضد در اين مورد بر تمام اهالى اظهر من الشّمس است زيراكه نوكر شخصى و بستهء فرمانفرماست . بعد از اين قضيه و قتل اهالى ، خلع حكومت از كليهء اين سلسله و خانواده است و در اين موقع حكومت سردار معتضد مناسب كرمان نيست ، چرا كه علاوه از جنايت مقتولين و مجروحين كه احتمال بهبودى در آن نيست ، مبلغ يكصد هزار تومان مردم بيچاره ضرر و خسارت ايام تعطيل را از نصرت الدوله مىخواهند سهل است ، اضعاف مضاعف اين را مأخوذى پدر و پسر قلمداد كرده و مطالبه مىنمايند ؛ سردار معتضد بستهء به فرمانفرما و مسلما از دستور العمل و امر او تجاوز نخواهد كرد و در اين حالت حقوق جمعى از بىگناهان و درماندگان از ميان مىرود و پايمال مىشود ، عدل السلطنه هم با كسانش از شهر فرارا رفته و مىگويند در ماهان است . مختصر اينكه هرگاه حكومت سردار معتضد را تغيير ندهد ، امكان ندارد هيجان مردم تسكين يابد بلكه بيم فتنهء خيلى بزرگ مىرود و در دولتخواهى لازم بود آنچه به عقل ناقص بنده مىرسد به عرض برسانم ، اگرچه تمام اهالى مطيع امر دولت و مجلس مقدس هستند و هركس را بر آنها حاكم فرمايند اطاعتش را فرض مىشمارند ، لكن صلاح وقت و اقتضاى روز و زمان را نبايد از دست داد . ديگر امر امر امناى ملت و مجلس مقدس است . اين مسئله پوشيده نماند كه نه بنده محتاج و نه قصد وكالت دارم و نه هواى رياستى در سر داشته ، اگر زحمتى بكشم محض حبّ نوع و خيرخواهى ابناى وطن و رفع ظلم است و براى اينكه مبادا مرا به حضور ابناى محترم ملت مغرضين ، متهم نمايند ، اين چند سطر را عرض كردم و الّا همهء آحاد و افراد ملت مكلف به همين اعمال و رفتارند . محمد حسين ناظم التجار